سوال خود را بپرسید

پاسخ درمانگران کیهان به سوالات شما در زمینه
• تربیت کودکان
• تربیت نوجوانان
• مسائل فردی
• مشکلات خانوادگی





نام شما (الزامی)

ایمیل شما (الزامی)

موضوع

سوال شما

من حدود هفت ماه پیش دچار صانحه اتومبیل شدم و دچار شکستگی لگن و ران و سر شدم. این مساله باعث شد سه ماه در بستر باشم و از درس و زندگی عقب بمانم.الان چند وقتی است خیلی احساسات ضد ونقیض به سراغم می آید و شدیدا احساس کلافگی میکنم.لطفا به من کمک کنید و راهکاری برای خلاصی از این احساس افسردگی پیش پایم بگذارید.

باید دید این افسردگی از کی آغاز شده؟ عوامل زمینه ساز چه بوده اند؟ آیا تنها دلیل آن حادثه ای بوده که برای شما اتفاق افتاده؟ یا اینکه قبل و بعد از آن هم اتفاقات دیگری برای شما رخ داده است؟ آیا منظور از احساسات ضد و نقیض فقط افسردگی است یا به همراه آن اضطراب، نگرانی و دلشوره هم دارید یا نه؟ در هر حال بهترین راه مراجعه به روان درمانگر در حوزه اختلال های هیجانی است تا با اخذ تاریخچه مشکل، آن را مورد تحلیل قرار دهد. اگر مشکلات شما به درد در لگن و … مرتبط است، شما به روان درمانگر در حوزه درد، ارجاع داده خواهید شد.

کودک سه ساله‌ام بسیار به آرایش علاقه دارد. این رفتار او بسیار من را نگران کرده است. چگونه باید با او برخورد کنم؟

بسیاری از کودکان مجذوب لحظه‌ای می‌شوند که مادران یا یکی از اقوام نزدیک را در حال آرایش می‌بینند. آن‌ها از تمرکز و خلاقیت موجود در عمل آرایش لذت می‌برند. به کودکتان اجازه دهید این عمل را تجربه کند. این نکته را به خاطر بسپارید که کودکتان تنها در حال بازی است و به هیچ وجه قصد ندارد خود را بزرگسال جلوه دهد. او فقط قصد دارد حس کنجکاوی خود را برآورده نماید. بنابراین اگر او چهره رنگ شده خود را به شما نشان داد سعی کنید با او به ملایمت رفتار کنید. اشتیاق به آرایش در او همیشه باقی نمی‌ماند. اگر چه این بدان معنا نیست که برای او محدودیت قائل نشوید. با کودک خود در مورد قوانین آرایش صحبت کنید. برای او توضیح دهید که آرایش کردن درست مانند لباس پوشیدن است. همین طور که موقع خروج از منزل افراد لباس‌های خود را عوض کرده و با لباس رسمی‌تر بیرون می‌روند آرایش نیز فقط مخصوص منزل است و کودک اجازه ندارد موقع بیرون رفتن از آن استفاده کند. صبور باشید تا کودک کنجکاوی خود را در مورد این امر تحت قوانین شما ارضا نماید. بعد از آن در صورت تکرار رفتارها و نافرمانی کودک به روان‌شناس مراجعه کنید تا اصول و راهکارهای ترک این رفتار را به شما نشان دهد.

کودکی چهار و نیم ساله دارم که بسیار لجباز است. هنگام لجبازی، چطور باید با او رفتار کنم که از نظر روانی لطمه‏ای به او وارد نشود؟

مهم‌ترین کاری که والدین در دوران کودکی می توانند انجام دهند مطالعه، پرس و جو، و افزایش دانش خود در مورد خصوصیات و ویژگی‌های روان‌شناختی کودکان در دوره‌های مختلف سنی است که می‏تواند در کنترل رفتارهای آن ها بسیار موثر باشد. کودکان از حدود 15 ماهگی تا حدود سه و نیم سالگی رفتارهای لجبازانه و قشقرق هایی برای رسیدن به خواسته هایشان دارند که در این سنین طبیعی است. در ارتباط با کودک شما باید لجبازی ها، علل و شیوه بروز آن توسط یک متخصص کودک مورد ارزیابی قرار گیرد. به طور کلی در مورد لجبازی، پرت کردن حواس کودک از خواسته‏هایی که می‌تواند او را به سمت لجبازی سوق دهد، ‏یکی از راه‌های کنترل لجبازی است. در واقع مادر باید همواره در فکر پیشگیری از بروز لجبازی و قشقرق باشد زیرا مدیریت رفتار کودک وقتی در فاز قشقرق می‌افتد، بسیار دشوارتر است. گاهی هم لازم است به خواسته کودک «نه» گفته شود. در این صورت والدین باید جدیت لازم را در رفتار خود داشته باشند و با مشاهده لجبازی کودک احساس درماندگی نکنند، کوتاه نیایند و نگران ناراحت شدن او نباشند زیرا همان‌طور که اشاره شد، این رفتارها در سنین پایین تا حد زیادی طبیعی است.
نسرین اسماعیلیان ـ روان درمانگر کودک و نوجوان

مادر یک پسر شش ساله هستم که من را کلافه کرده است و در برابرش احساس درماندگی می کنم. پسرم به شدت شیطان است، حرف گوش نمی دهد، و لجبازی می کند تا جایی که باعث شده ارتباط من با همسرم هم دچار مشکل شود. همسرم به من می گوید که بر سر او داد نزن، او را کتک نزن، او را تهدید نکن، به او ناسزا نگو، او را نترسان، مقایسه نکن، نصیحت نکن، به او غر نزن، به او برچسب نزن. پس چکار کنم؟ البته همسرم هم حق دارد چون دیگر هیچ کدام از این موارد هم جواب نمی دهد. این شرایط، من را خیلی نگران کرده است. خواهش می کنم راهنماییم کنید.

مادر عزیز، آن طور که مشخص است شما با یک فرزند سخت و مشکل روبرو هستید که ارتباط با او نیازمند صبر و شکیبایی و اصول و فنون فرزندپروری متفاوتی است. اطلاعاتی که در سوال مطرح کرده اید بسیار محدود است و نمی توان بر مبنای آن، مشکل را ریشه یابی کرد و به تشخیص درست و مناسبی دست یافت. نگرانی شما منطقی است و پیشنهاد می شود که برای کسب اطمینان به یک روان شناس و روان درمانگر کودک مراجعه کنید تا راهکارهای مناسب کودک خودتان را دریافت کنید. با این حال، راهنمایی هایی کلی در خصوص سوال شما در زیر آمده است، امیدوارم که با اجرای آن تا حدی رفتارهای کودکتان را کنترل کنید.
ـ پردازش افعال منفی برای مغز کودکان تا حدی مشکل است. برای مثال، بهتر است به جاي «داد نزن» به فرزندتان بگوييد آرام باش، به جاي «ندو» به او بگوييد آرامتر راه برو، و به جاي «جيغ نزن» بگوييد آرامتر حرف بزن.
ـ به جاي تاكيد بر كارهاي اشتباه فرزندتان، به او كار خوب بياموزيد. بهتر است كار خوب را با لذت، بازی، و شادی همراه کنید تا در او نهادينه شود.
ـ تشويق كردن، جايزه دادن و جدول ستاره و برچسب ها تا سنین پیش دبستانی، بهترين روش براي آموختن كار خوب به کودکان است. زماني كه انسان كادو و جايزه مي گيرد هورمون دوپامين كه هورمون شادي است ترشح مي شود بنابراین به مرور كودك شرطي مي شود و كار خوب را یاد می گیرد.
ـ انتظارات خود را تعديل دهيد. شادي كودكانه آنها را فداي نظم و انضباط نكنيد. بگذاريد كودك درونتان با ديدن آنها دوباره كودكي كند. در آخر سوال كنيد “خب حالا چطور است خانه را به شكل اول برگردانيم؟” . این فرآیند را به یک بازی تبدیل کنید.
ـ به فرزندتان ياد دهيد از اشتباهاتش بياموزد. اگر به خاطر هر اشتباه او داد بزنيد، تهديد یا تنبيه كنيد فرزندتان بخشندگي و مهرباني با خود و افراد زندگيش را نمي آموزد. گاهي اجازه دهيد کودکتان اشتباهات بي خطر كند و بعد بدون منت به او بياموزيد که چگونه جبران كند.
نسرین اسماعیلیان، دانشجوی دکتری روان شناسی بالینی و روان درمانگر کودک و نوجوان

سلام . مادری 27 ساله هستم و دختری 32 ماهه دارم که رشدش از بقیه بچه های هم سن و سالش عقب تره. لطفاً منو راهنمایی کنید. باید چکار کنم؟ خیلی از کلمه ها رو نمی تونه بگه. بعضی ها رو اشتباه می گه. توی راه رفتنش هم کنده و بیشتر از بچه های دیگه می خوره زمین. و هنوز نتونستم از شیر بگیرمش. در کل 10 – 12 تا کلمه می تونه بگه. جمله هم نمی تونه بگه. فقط میگه بریم، بده، یا مثلاً بابا کو؟ از این چیزها بیشتر میگه. البته از چند تا از مامان های دوستاش توی مهد پرسیدم گفتن طبیعی یه و درست میشه. ولی من نمی دونم چکار کنم.

با سلام خدمت شما مادرعزیز. از شما ممنون هستیم که سؤال تان را با ما در میان گذاشتید. در پاسخ به سؤال شما باید اشاره کنیم شما هم مثل تمامی پدرو مادرهای دنیا در مسیری قرار گرفتید که بدون شک مشکلات و سؤالات زیادی سر راهتان قرار می گیرد. پس نگران نباشید و بدانید که از پس مشکلات بر می آیید و می توانید به سؤالات خود پاسخی درست بدهید.
احساس نگرانی شما رو به عنوان یک مادر درک می کنم. این موضوع کاملاً طبیعی هست و شما حق دارید که از سلامتی فرزند دلبندتان مطمئن باشید. از مجموع صحبت هایی که داشتید متوجه چند موضوع شدم: اول اینکه به نظر می رسد این اولین فرزند شما است و نداشتن تجربه ی فرزند و آشنایی با رشد اونها این نگرانی را ایجاد کرده. دوم اینکه مقایسه کردن فرزندتان با سایر بچه ها این نگرانی را دامن زده. بنابراین رعایت چند نکته را برای رسیدن به آرامش خاطر در شما توصیه می کنم:
1- به نظر می رسد که کودک شما روند رشد طبیعی را طی می کند. با این حال، برای اطمینان بیشتر با پزشک کودکان هم مشورت کنید تا از نظر رشد جسمی مشکلی وجود نداشته باشد.
2- آگاهی و مطالعه خود را در زمینه روند رشد کودک افزایش بدهید. از کتابها و منابع معتبری که در زمینه ی رشد کودکان در سنین مختلف نوشته شده، استفاده کنید. جواب بسیاری از سؤالات و مشکلات احتمالی رو پیدا خواهید کرد.
3- انتظار نداشته باشید که در کوتاه مدت بتوانید تمام مشکلات را حل کنید. تربیت کودک یک امر زمان بر و طولانی هست. پس صبور باشید و به غریزه ی مادری خود اعتماد داشته باشید.
4- از مقایسه فرزند خود با سایر کودکان دست بردارید. همه ی کودکان در یک سن خاص به مهارت های مشابهی نمی رسند. اینکه سایر بچه ها زودتر و بهتر حرف می زنند و راه می روند تأثیری در وضعیت کودک شما نمی گذارد و تنها احساس منفی و بدی را در شما ایجاد می کند. پس تمام توجه تان را به فرزند تان اختصاص بدید و او را با چند ماه قبل مقایسه کنید .در این صورت متوجه می شوید که او چقدر بزرگ تر شده و مهارت های بیشتری را پیدا کرده.
5- انتظارات خود را بر حسب سن، توانایی ها و رشد عقلی کودک خود تنظیم کنید نه میزان رشد سایر کودکان یا افکار و تصورات خودتان. تنها در این صورت است که کودک شما تمامی مراحل رشد را به خوبی پشت سر خواهد گذاشت و شما به عنوان یک مادر احساس خوب و مثبتی نسبت به خود پیدا خواهید نمود.