از میان تغییرات دوران ده- دوازده سالگی کودکان، نوسانات خلقی بیشترین ناراحتی را برای والدین ایجاد می کند. آن ها لحظه ای غمگین هستند و لحظه ی بعد سرحال و منطقی.

رابطه ی بین والد و فرزند که سابقاً بسیار نزدیک و صمیمانه بوده، گاهی به رابطه ای متشنج و دور تبدیل می شود. بچه ها در این مرحله از رشد، اغلب با والدین خود اصطکاک پیدا می کنند، به آن ها چپ چپ نگاه می کنند و دائم جواب آن ها را می دهند. انگار این بچه ها ترجیح می دهند کارها را به روش خودشان انجام بدهند، حتی هنگامی که بدیهی ست روش شما راه بهتری است.

برخی علت بروز این نوسانات را تغییرات هورمونی می دانند اما این مسئله هنوز کاملاً روشن نشده است.

وقتی فرزندتان دچار نوسانات خلقی است، هرگز کنایه ها، حالت ها و نیش خندهای او را به خود نگیرید. اگر نسبت به نوسانات خلقی فرزندتان صبور باشید، بهتر می توانید راه های ارتباط کلامی را با او باز نگهدارید. اما اگر اعتماد به نفستان بسته به نظری است که فرزندتان نسبت به شما دارد، احتمالاً دچار ناامیدی خواهید شد، زیرا برخی روزها علاقه ی زیادی به شما نشان نخواهد داد.

در نظر داشته باشید که ممکن است فرزندتان برای مدت کوتاهی بدخلق باشد و تمایلی به همکاری با شما نشان ندهد، اما شما باید در زندگی او حضور دائم داشته باشید، برایش چارچوب و حد و حدود تعیین کنید و او را مورد حمایت قرار دهید.

والدین در برخورد با کودکان در این دوره ابتدا باید صبر کنند تا آرامش برقرار شود، سپس وقتی احساس کردند که فرزندشان آمادگی دارد، سعی کنند دوباره با او ارتباط برقرار کنند. شاید بهتر باشد که سر صحبت را با موضوعی خنثی باز کنند و سپس به تدریج به مسائل مربوط به ناراحتی اخیر او بپردازند.

همچنین در هنگام صحبت کردن با کودک مراقب باشند که بر اثر عصبانیت حاصل از رفتارهای بی ثبات او، با صدای بلند یا لحن تند صحبت نکنند. اگر والدین نتوانند کنترل مناسبی بر رفتار خود داشته باشند، ارتباط کلامی ابتدا به جنگ و جدل تبدیل می شود و سپس کاملاً قطع می گردد. والدین باید سعی کنند به فرزندشان نشان دهند که علی رغم آنچه آن ها احساس می کنند، هنوز بر خود مسلط هستند. بهتر است حتی اگر در درون آرام نیستند، آرامش ظاهری خود را حفظ کنند.

در این دوره از رشد پذیرش بی قید و شرط والدین، برای کودک اهمیت خاصی دارد. بسیار مهم است که والدین برای آن ها وقت صرف کنند و به این ترتیب به فرزندشان نشان دهند که او را قبول دارند به استقلال آن ها احترام بگذارند و سعی کنند در انجام کارهای مورد علاقه ی شان با آن ها همراهی کنند، حتی اگر خودشان علاقه ی چندانی به انجام آن ندارند.

هویت و سوگیری جنسی

هویت جنسی هر فرد را تصویری که نسبت به زن یا مرد بودن خود دارد و احساسات و برداشت او نسبت به اینکه زن یا مرد چگونه است، تشکیل می دهد.

هویت جنسی از سه عامل تشکیل می شود:

• هویت اصلی: به معنای جنسیت هر فرد هنگام تولد است: مؤنث یا مذکر. فرزند شما بین 18 ماهگی تا 3 سالگی، نسبت به هویت جنسی خود آگاهی پیدا می کنند.

• رفتار جنسی: به آن دسته از رفتارها اطلاق می شوند که در هر فرهنگ، مطابق با جنس افراد، از آن ها انتظار می رود. بر اساس سنت، در جامعه برخی رفتارها مردانه و بعضی زنانه شناخته می شوند. مثلاً در جامعه ی ما از دخترها انتظار می رود که هنگام بازی مؤدب و آرام باشند اما قبول داریم که پسرها فعال ترند و نسبت به احساسات دیگران حساسیت کمتری دارند

• سوگیری جنسی: سوگیری الگویی دائمی است که فرد بر اساس آن جذب افراد جنس موافق یا مخالف خود می شود. فرد می تواند دگر جنس خواه، هم جنس خواه و دوجنس خواه باشد.

توضیح دادن به کودکان درباره ی سوگیری جنسی

بچه ها از 5 تا 8 سالگی در معرض پیام های بی شمار رسانه های جمعی، مدرسه و نهادهای مذهبی درباره ی هویت و سوگیری جنسی قرار می گیرند. برخی رسانه ها تأثیر مخرب خود را به طور تدریجی وارد می کنند و در نتیجه هر چقدر هم شما مراقب باشید، فرزندتان باز هم اصطلاحات بی ادبانه را خواهد شنید، با عقایدی آشنا خواهد شد که با ارزش های خانوادگی شما مطابقت ندارد، و به دیدگاه های غیر از نگرش شما کنجکاو خواهد شد. پس وظیفه ی والدین است که اطلاعات مبهم را برای فرزندانشان تبیین کنند.

وقتی می خواهید با کودکان پنج یا ده ساله ی خود درباره ی هویت جنسی صحبت کنید، می توانید کلام خود را با توضیحی مختصر درباره ی انواع مختلف عشق هایی که انسان تجربه می کند، آغاز کنید. ما بزرگسال ها می دانیم نوع عشقی که نسبت به فرزندمان داریم با عشقی که نسبت به همسرانمان، نسبت به طبیعت و نسبت به کل انسانیت داریم، متفاوت است.

وقتی با فرزندانتان درباره ی انواع مختلف عشق صحبت می کنید، به عبارات کلیدی اشاره کنید:

• افراد می توانند انواع مختلفی از عشق را تجربه کنند.

• عشقی که ما والدین نسبت به فرزندان خود داریم، به عشقی که نسبت به همسرمان داریم متفاوت است.

• بین افراد احساس خاصی به وجود می آید که جاذبه ی جنسی نامیده می شود. وقتی نسبت به کسی این احساس عاشقانه را داشته باشیم، دچار هیجان می شویم. این احساسات، احساساتی خوشایند هستند.

گرچه کودکان 9 تا 12 ساله هنوز آمادگی آن را ندارند، اما می توانند مفهوم جاذبه ی جنسی را درک کنند. در این سن البته جنس مخالف برای بچه ها مفهوم چندانی ندارد و دوستی های محکم بین کودکان هم جنس به وجود می آید.

در این دوره سنی استفاده از اسامی مستعار توهین آمیز رایج است. والدین باید به فرزندان خود بیاموزند که اسم گذاشتن روی افراد توهین آمیز و غلط است.

رعایت چند نکته مفید می تواند در این حوزه ها به شما کمک کند:

• نوسانات خلقی نوجوانان را به خود نگیرید و از آن ها دلخور نشوید. آن ها از تغییرات جسمی و عاطفی خود سردرگم شده اند و به کمک شما نیاز دارند.

• زمانی که فرزندتان در حالتی عصبانی یا ناراحت است، با او وارد مذاکره نشوید. صبر کنید تا کمی آرام شود و سپس با او به گفتگو بپردازید.

• فرزندان خود را همان طور که هستند و بی قید و شرط بپذیرید.

• سعی کنید اطلاعاتی که از طریق رسانه ها به فرزندانتان منتقل می شود را از طریق تفسیر درست،کنترل کنید.

• با استفاده از عبارات کلیدی ذکر شده و سایر عبارات مناسب، مفهوم ابتدایی جاذبه ی جنسی را به کودکتان آموزش دهید.

منبع :

کتاب کلیدهای آموزش و مراقبت از سلامت جنسی در کودکان و نوجوانان اثر دکتر کریستال دفریتاس

تهیه و تنظیم: شقایق گرندلر

کارشناس ارشد مشاوره خانواده- مشاور تحصیلی کلینیک تخصصی روان شناسی کیهان

آموزش تربیت جنسی اصولی برای والدین کودکان و نوجوانان بخش پنجم: نوسانات خلقی، هویت جنسی

فرستادن دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.