پدیده درد

بدون تردید همه ما در زندگی خود بارها با بیماری های گوناگون دست و پنجه نرم کرده‌ایم. آنچه در تمام این موارد مشترک بوده، تجربه حس ناخوشایندی به نام «درد» است. احساس درد تجربه‌ای جهانی است و تمام مردم روی زمین از این نظر یکسان هستند. به دلیل اهمیت این موضوع، دانشمندان علوم پزشکی در دهه اخیر توجه خاصی به شناسایی ماهیت و چگونگی بروز درد داشته‌اند. به طور کلی، درد مزمن در بین مبتلایان به درد و در هر جامعه ای مسأله ای شایع و البته پرهزینه است (ثورن، 2004؛ شناخت درمانی درد مزمن، ترجمه گلچین، 1391)

تعریف درد

سازمان بین المللی مطالعه درد (IASP) نیز، “درد” را یک تجربه ناخوشایند تعریف می کند که هر دو جنبه حسی و روانشناختی را دربردارد و ممکن است با آسیب دیدگی بافتی خاصی همراه باشد یا نباشد، و تحت تأثیر عوامل متعدد شناختی، هیجانی و محیطی قرار بگیرد (مرسکی و بوگداک، 1994journal of pain; 3;).

اصطلاحات رایج درد:

درد: درد یک تجربه ناخوشایند عاطفی و حسی مرتبط با آسیب بافتی یا احتمالی است، و یا چنین آسیبی را توصیف می کند (مرسکی و بوگداک، 1994، journal of pain ).

درد حاد: دردی است که با آسیب دیدگی بافتی ایجاد می شود و گیرنده های حسی درد را فعال می کند (مانند زخم، جراحت، آسیب های سطحی)، معمولا کوتاه مدت است و هنگامی که آسیب برطرف می شود درد نیز از بین می رود (تورک و اکیفوجی، 2001journal of clinical psychology;70;).

درد مزمن: دردی است که اغلب و نه همیشه به وسیله یک آسیب فراخوانی می شود؛ به موازات از بین رفتن علت اصلی، درد معمولا به مدت طولانی (بیش از 3 ماه) باقی می ماند و اغلب مداخلات درمانی انجام شده به ندرت اثربخش است (تورک و اکیفوجی،2001 journal of clinical psychology;).

درد عودکننده: دردی است ضمنی و معمولا کوتاه مدت اما در طول مدت زمان مدیدی رخ می دهد، در نتیجه دارای علائم درد مزمن است. ممکن است عوامل اجتماعی و رفتاری تأثیر بیشتری روی رفتار بیماری داشته باشند (تورک و اکیفوجی، 2001، journal of clinical psychology;).

رفتارهای درد: کنش های کلامی و غیر کلامی که ناتوانی را نشان می دهد (مثل آه کشیدن، ادا و اصول درآوردن) یا تلاش برای بهبودی درد (مثل مالیدن، گرم کردن و ماساژ دادن و استفاده از ابزارهای جانبی) (تورک و اکیفوجی، 2001، journal of clinical psychology;).

ناتوانی: محدودیت یا فقدان ظرفیت در انجام فعالیت به طور معمول (تورک و اکیفوجی، 2001، journal of clinical psychology;).

نواحی موثر در پیدایش درد:

بروز پدیده درد از برخی تبادلات شیمیایی و تغییرات ناشی می‌شود که نتیجه واکنش سه بخش عمده در بدن است. این نواحی شامل اعصاب محیطی، نخاع و مغز است که هر یک نقش عمده‌ای در پیدایش درد دارند.

اعصاب محیطی:

شامل شبکه‌ای از رشته‌های عصبی است که در سراسر بدن گسترده شده‌اند. تماس با پایانه‌های این رشته‌های عصبی حس درد را به همراه خواهد داشت. در اندامهایی مثل پوست، مفاصل، عضلات و سایر اندامهای بدن میلیون ها عدد از این پایانه‌ها که گیرنده‌های درد نامیده می‌شود، وجود دارد. این گیرنده‌ها در نواحی ای که بیشتر مستعد آسیب هستند مثل انگشتان دست و پاها تجمع بیشتری دارند. به همین دلیل هنگامی که یک براده فلز یا تراشه چوب وارد پوست دست می‌شود، درد بسیار شدیدی را به همراه خواهد داشت ( وود، 2008، assessment and diagnosis of chronic pain).

نخاع:

هنگامی که پیام های درد به این ناحیه رسید، با سلولهای عصبی ویژه‌ای که به عنوان فیلتر عمل می‌کنند، مواجه خواهند شد. در خصوص دردهای شدید مثل حالتی که دست ما به یک ظرف داغ می چسبد پیامها به سرعت به طرف مغز ارسال خواهند شد و در موارد دیگر که زیاد حاد و فوری نیستند سرعت ارسال پیامها کمتر است (وود، 2008، assessment and diagnosis of chronic pain).

مغز:

مرکز تجزیه و تحلیل پیامهای درد، در مغز قرار دارد. این عضو با ارسال پیام به سایر قسمتهای بدن فرآیند بهبود عضو آسیب دیده را تسریع می‌کند. مثلا هنگامی که انگشت شما زخم می‌شود، مغز با ارسال علایم خاص به سیستم اعصاب موجب ورود خون بیشتر به محل آسیب دیده می‌شود و سعی می کند از طریق جریان خون روان تر در آن قسمت، تغذیه سلولی را بالا ببرد، بافت را بهبود ببخشد و درد را کمتر کند (وود، 2008، assessment and diagnosis of chronic pain).

اثرات دردهای مزمن:

تاثیرات درد به طور کلی، و دردهای مزمن به طور خاص، بستگی دارد به:

 علت یا مکانیزم درد، مدت زمانی که درد وجود دارد، شدت درد، و کیفیت درد

 وضعیت ژنتیکی، شخصیت، وضعیت احساسی و سایر خصوصیات روانی بیمار

 تعداد زیادی از عوامل اجتماعی شامل ارتباطات بیمار با خانواده و همکاران در محیط کار، فرهنگ و معتقدات اخلاقی و وضع مالی بیمار

 اثرات فیزیولوژیک (مانند کم شدن احتمالی سروتونین و اندورفین) و رفتاری درد مزمن، شامل مشکلات خواب و اشتها، یبوست، افزایش تحریک پذیری، کم شدن میل و فعالیت جنسی، کم شدن فعالیت روانی- حرکتی و بالاخره کم شدن تحمل بیمار نسبت به درد (هنسن و استرلتزر، 2005،journal of pain ).

در بسیاری از بیماران مبتلا به درد مزمن این تغییرات رفتاری ناشی از داروهای زیادی است که توسط پزشکان مختلف تجویز شده، و میزان این داروها گاهی تا حدی است که موجب مسمومیت دارویی می شود. این نوع تجویز دارویی در بسیاری از موارد بنا به اصرار بیمار و یا اطرافیان او صورت می گیرد. گاهی حتی این بیماران سعی می کنند پزشک خود را متقاعد سازند تا به وسیله جراحی مشکل آنها را برطرف نماید. گاه شاهد هستیم که انجام این گونه جراحی ها جز هزینه بسیار زیاد هیچ نتیجه ای به بار نمی آورد و در بسیاری موارد معلولیت هایی نیز بر مشکلات قبلی بیمار اضافه می کند (هنسن و استرلتزر، 2005، journal of pain ).

وضع جسمی بسیاری از این بیماران با گذشت زمان بدتر شده، و مشکل خواب و اشتها نیز بر وخامت حال آنها می افزاید. کم شدن فعالیت های جسمی و مصرف زیاد دارو و مراجعات مکرر به پزشکان و هزینه های زیاد و بدون نتیجه، همگی باعث خستگی عمومی و از کار افتادگی بیمار می گردد. کم شدن میل و توانایی جسمی و جنسی که به علت درد مزمن و بیشتر به علت مصرف داروهای مختلف برای این افراد پیش می آید، مشکلات خانوادگی دیگری نیز به دنبال خواهد داشت (هنسن و استرلتزر، 2005، journal of pain).

اثرات روانی درد مزمن:

دردهای طولانی، مداوم و شدید بر روی روند فکری بیمار اثر نموده، تمام ارگانیسم او را تحت الشعاع قرار می دهد و او را دچار ترس و اضطراب می کند. عده ای از بیماران نیز دچار افسردگی واکنشی می شوند و «رفتار بیمارگونه غیرطبیعی» نشان می دهند که این جزء ویژگی های رفتاری بسیاری از بیمارانی است که دچار درد مزمن طولانی مدت می باشند (چارلتون،2005،IASP press ).

اثرات اجتماعی درد مزمن:

بیماران مبتلا به درد مزمن در بسیاری موارد دچار مشکلاتی در ارتباط با جامعه می شوند. مشکل با خانواده، دوستان و همکاران که در نهایت منجر به کم شدن ارتباط این افراد با اجتماع می گردد. بسیاری از این بیماران واقعا قادر به کار نیستند. عده ای نیز توسط اطرافیان از کارکردن منع می شوند، و عده ای هم بر اثر غیبت های زیاد از کار برکنار می گردند و معضل بیکاری هم بر مشکلات قبلی آنها اضافه می شود. و نهایتا، عده ای از بیماران دچار سندرم معلولیت می شوند و تاثیر منفی به سزایی بر روی خانواده و اجتماع می گذارند (چارلتون، 2005، IASP press ).

ترجمه و تنظیم : محبوبه خواجه رسولی

کارشناس ارشد مشاوره

درد مزمن – بخش اول

فرستادن دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.