بیشتر کودکان در دوران کودکی یکی دو بار دست به دزدی می زنند. ولی اگر با کودکی سر و کار دارید که به صورت مکرر دزدی می کند، کودکی است دارای مشکل و لازم است که والدین این رفتار را جدی بگیرند. شکی نیست که دزدی یک رفتار ناپسند است و والدین چه هنگام رفتن کودک به مدرسه و چه قبل از آن، تلاش می کنند تا کودک شان از این رفتار پرهیز کند. اما گاهی اوقات حتی با وجود برطرف کردن همه نیازهای مادی کودک، شاهد بروز این رفتار هستند.

سایر علائم و نشانه ها:

گاهی علاوه بر رفتار دزدی علائم دیگری نیز در این کودکان مشاهده می شود از قبیل: برداشتن و پنهان کردن اشیای دیگران، گاهی ربودن اشیایی که حتی کودک به آن ها نیاز ندارد، انکار خلاف بودن دزدی، تقلب و فریب کاری، بی توجهی و نادیده گرفتن حقوق دیگران، ناسازگاری اجتماعی، بی کفایتی و عدم اعتماد به نفس، فرار از منزل و مدرسه، دروغگویی، پرخاشگری، و ضرر رساندن به اطرافیان.

علل:

علل دزدی را به طور کلی به سه دسته طبقه بندی می شوند: علل مادی، علل روانی، و علل اجتماعی:

1- علل مادی: یکی از علل دزدی نیازهای مادی است. فقر و محرومیت از نیازهای مادی اولیه مثل تغذیه ناکافی، لباس نامناسب، نداشتن پول تو جیبی و اسباب بازی و … موجب می شود کودک این نیازها را از طریق دزدی برآورده سازد. در این زمینه، انگیزه تملک کودکان را وا می دارد تا دست به دزدی بزنند.

2- علل روانی: ناکامی ها و مورد بی مهری و بی توجهی قرار گرفتن کودک در خانواده موجب می شود که کودک به نوعی در برابر این کمبودها دست به واکنش بزند. در این مورد، رفتاری مثل دزدی کردن که با لجبازی و دروغگویی همراه است، در اصل واکنش ناسازگارانه ای است که کودک نسبت به مشکلاتی مثل محرومیت از محبت والدین، جبران احساس حسادت، مقایسه شدن، احساس ناامنی حاصل از رفتار خشونت آمیز والدین در منزل، وجود نامادری یا ناپدری، انتقام گرفتن از والدین، ایجاد محدودیت و سخت گیری بیش از حد والدین و … از خود نشان می دهد.

3- علل اجتماعی: رفتار دزدی کردن نیز، مانند بسیاری رفتارهای دیگر، جنبه یادگیری دارد. پدر و مادر و بستگان نزدیک اولین الگو و سرمشق کودکان هستند. چنانچه یکی از والدین یا مراقبین اصلی کودک مرتکب دزدی شوند و کودک شاهد عمل آنان باشد، این عمل را می آموزد. همچنین کودک ممکن است رفتار دزدی کردن را از دوستان، همبازی ها و همسایگان خود یاد بگیرد. در این زمینه عواملی نظیر الگوهای غلط تربیتی، معاشرت با دوستان ناباب، محیط اجتماعی نابسامان، عدم کنترل رفتار کودکان، زندگی در محله های جرم زا، مهاجرت، اعتیاد، فقر و تنگدستی، میل به خود نمایی و جدایی پدر و مادر، قحطی، بحران های حاصل از جنگ و بلایای طبیعی، و … گرایش کودک را به دزدی تشدید می کنند.

درمان:

برای درمان دزدی، لازم است ابتدا علل و انگیزه های این کار مشخص شود. رفتار دزدی پیامد علت های متفاوتی است؛ بنابراین برخورد با دزدی بدون درنظرگرفتن علت اولیه و تلاش برای رفع آن موثر نیست. درمان دزدی باید بر پایه محبت و در محیطی آرام انجام شود. در این زمینه، روش های زیر پیشنهاد می شود:

1- نصیحت کودک با شیوه ای صحیح در کاهش دزدی، همچنین درمان آن می‌تواند مفید واقع شود. جلوی دزدی را باید از همان آغاز و در سنین کودکی گرفت و باید به کودک تفهیم کرد که عملش نادرست است. در صورتی که در اصلاح رفتار کودکان سهل انگاری شود، اصلاح رفتار در بزرگسالی مشکل خواهد بود.

2- بدون آنکه به کودک لقب دزدی داده شود، باید طوری عمل شود که کودک بداند اطرافیان متوجه عمل او شده اند، ولی برای آنکه رسوا نشود چنانچه قول دهد که عملش را دیگر تکرار نکند، دزدی او افشا نخواهد شد. به بیان دیگر، برای کودکانی که بار اول دست به دزدی می زنند کافی است که آنان را متوجه عمل نادرست خود بکنیم.

3- از کودک بخواهید شیء را که برداشته به صاحبش برگرداند و از او عذرخواهی کند؛ اما احتیاط کنید که این کار به صورت بیش از حد تحقیرآمیز نباشد و عزت نفس کودک آسیب نبیند.

4- جریمه و محرومیت: استفاده از تنبیه بدنی برای آموزش به کودک، نه تنها کارساز نیست بلکه خود تبدیل به عاملی برای ادامه یافتن رفتار غلط می شود. بهتر است به جای تنبیه از اشکال مختلف محروم سازی یا جریمه استفاده کنید. مثلا کودکی که مرتکب دزدی شده برای مدتی معین از انجام فعالیت مورد علاقه اش (مثلا انجام بازی کامپیوتری، داشتن تبلت، گردش رفتن با خانواده، و … ) محروم می شود. و یا بخاطر رفتار بدش جریمه می شود؛ مثل کاهش پول توجیبی اش به مدت معلوم، تمیزکردن کل خانه، مرتب کردن پارکینگ و انباری، هرس کردن علف های باغچه، و … .

5- روش های دیگری که برای پیشگیری و درمان دزدی کودکان پیشنهاد شده عبارتند از: ارضای نیازهای مادی، اعتماد به کودک، صحبت صادقانه و مستقیم با کودک، دور کردن وسایلی که وسوسه دزدی را در کودک افزایش می دهند، نشاندن کودک در کلاس در معرض دید معلم، دادن غذای رایگان به کودک در مدرسه، ارزش دادن به کودک، دادن عزت نفس به کودک، بازداشتن کودک از مشاهده فیلم هایی که در آن دزدی انجام می شود و ایجاد تسهیلات و امکانات برای سرگرمی کودک و … .

روش های رویارویی والدین با دزدی کودکان:

1- آرام باشید: رفتار هیجانی، تند و اغراق آمیز از خود نشان ندهید چون این ناراحتی ممکن است باعث افسردگی، ‌احساس گناه و شرمساری کودک شود و بر عزت نفس کودک تأثیر منفی می گذارد. پس باید روش منطقی و سنجیده برای رویارو شدن با این رفتار کودک باید برگزید.

2- عکس العمل زود و مناسب انجام دهید: هرچند والدین نباید رفتاری هیجانی و تند از خود نشان دهند، با این حال لازم است به محض مشاهده یا کشف موضوع با آن برخورد کنند، و نه اینکه برخورد خود را به تعویق بیندازند. بهترین برخورد، حفظ خونسردی، رفتار مناسب و سنجیده، و سعی در کشف علت رفتار است.

3- پیامدهای رفتاری کودک را برایش توضیح دهید: مثلاً عذر خواهی کردن بعد از دزدی، و جریمه یا محروم شدن در صورت تکرار دفتار.

4- تفاوت «قرض گرفتن» و “دزدیدن” را برای کودک شرح دهید.

5- بر رفتار کودک نظارت بیشتری داشته باشید.

6- علت دزدی کودک را پیدا کنید.

7- کودک را وادار به قسم خوردن نکنید. به او بگویید: امیدوارم این طور باشد که تو می‌گویی، و اجازه دهید کودک اعتماد شما را نسبت به خودش درک و احساس کند.

8- به کودک کمک کنید راههای پول در آوردن صحیح را پیدا کند.

9- کودک را به دلیل اشتباهش شرمنده نکنید.

منبع: بنیاد روانشناسی کودک و نوجوان

گردآوری و تنظیم: راحله کمار – روانشناس بالینی

دزدی در کودکان

فرستادن دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.