اهمیت گفتگو

گفتگو نوعی ارتباط است. و ارتباط، هر عمل متقابلی است که شامل انتقال پیام باشد. گفتگو پایه و اساسی است که سایر جنبه های روابط انسان ها بر آن بنا نهاده می شود. توانایی گفتگو یکی از معدود مهارت هایی است که چنانچه افراد بخواهند از روابط صمیمانه لذت ببرند، باید بر آن تسلط یابند. در واقع، توانایی و اشتیاق برای گفتگو و ارتباط خوب از جمله مهم ترین عوامل نگهدارنده یک رابطه رضایت بخش است. در مطالعه ای که اولسون و اولسون (2000) به منظور مقایسه توانمندی های اصلی گفتگو در زوج های خرسند و ناخرسند انجام دادند، مشخص شد که زوج های خرسند بیش از 6 برابر (90%) از زوج های ناخرسند (15%) از نحوه گفتگو با یکدیگر خشنود هستند. اکثر زوج های خرسند (79%) احساس می کنند که همسرشان آنها را درک می کنند، درحالیکه فقط 13% زوج های ناخرسند چنین احساسی داشتند. زوج های خرسند در مقایسه با زوج های ناخرسند شنوندگان خوبی برای همسرانشان هستند (83 % در برابر 18%)، و عباراتی را که باعث تحقیر همسرشان می شود بیان نمی کنند (79 % در برابر 20 %). برخی پژوهش ها نشان می دهند حتی نحوه گفتگوی افراد در دوره آشنایی، چگونگی ارتباط پس از ازدواج را مشخص می کند (لارسن و اولسون، 1998).

سبک های گفت و گو

چهار نوع سبک رایج گفتگو وجود دارد که عبارتند از: منفعل، مهاجم، منفعل- مهاجم، و صریح.

گفتگوی منفعلانه: در این الگو، فرد نسبت به بیان افکار، احساسات و تمایلاتش بی میل است، و افکار و احساساتش را نزد خودش نگه میدارد. با وجود اینکه ممکن است این روش با قصد و نیت خوبی به کار رود (نمیخواهم دیگران را ناراحت کنم، یا میترسم اشتباه بگویم) ولی عمدتا باعث رنجش خاطر، سردرگمی و بدگمانی طرف مقابل می شود.

گفتگوی تهاجمی: فردی که چنین سبکی دارد، همیشه طرف مقابل را سرزنش و متهم می کند و اغلب از جملاتی مثل: “تو همیشه …” و “تو هیچوقت …” استفاده می کند. در این الگو، فرد عموما سعی دارد دیگران را مسئول احساسات خود قلمداد کند. گفتگوی تهاجمی بیشتر بر ویژگیهای منفی شخص متمرکز است تا بر موقعیت. این شیوه معمولا منجر به جریحه دار شدن احساسات زوجین می شود و صمیمیت بین آنها را از بین می برد.

گفتگوی منفعل- مهاجم: افراد دارای این سبک به صورت نامشخص پرخاشگری می کنند، یعنی به صورت غیرمستقیم خشم خود را نسبت به دیگری بیان می کنند و انتظار دارند دیگری بداند که برای چه این کار را می کنند. پشت گوش انداختن، مسامحه کاری، شکایت (غرغر) کردن، کله شقی، اشکال تراشی از جمله ویژگی های این افراد هستند.

گفتگوی صریح: مناسب ترین و موثرترین نوع گفتگو، مدل گفتگوی صریح است.فرد دارای این سبک بدون احساس ترس یا رفتار پرخاشگرانه، احساسات، خواسته ها و افکار خود را بیان می کند. هنگامی که در شیوه گفتگوی خود صریح باشیم، هم از حقوق و خواسته های خود نگذشته ایم و هم احترام طرف مقابل را به جا آورده ایم. گفتگوی صریح این امکان را فراهم می کند که افراد خود را به روشی سالم ابراز کنند، و این به معنای عنوان کردن شفاف و مستقیم خواسته ها، و مودب بودن در گفتگو است.

مولفه های گفتگو

گفتگو شامل سه مولفه گوینده، شنونده و پیام است. پیام دارای دو عنصر اصلی است: عناصر کلامی، و عناصر غیرکلامی. عناصر غیرکلامی پیام دارای جنبه های مختلفی است. برخی از آنها به قرار زیر هستند: تن صدا، بلندی صدا، تماس چشمی، حالات چهره، ژست ها، و حالات بدنی.

عناصر کلامی گفتگو

استفاده از کلمات مناسب: اولین مقوله عناصر کلامی استفاده از کلمات مناسب است. بکارگیری الفاظ زشت یا نامناسب، باعث ایجاد حالت تدافعی و منفی در افراد می شود و راه را برای گفتگو می بندد.

استفاده از جملات مناسب: از “جملات من” استفاده کنید. با استفاده از جملات من، از جانب خودتان صحبت می کنید. صحبت کردن از جانب خود، نخستین مهارت و اساس سایر مهارت های حرف زدن است. این کار نشان می دهد که شما مسئولیت آنچه را می گوئید می پذیرید، همچنین نشان می دهد که برای دیگران حق اظهارنظر قائل هستید. در نتیجه، دیگران پیام های شما را به روشنی و با سهولت بیشتری می شنوند. اما وقتی که از جانب دیگری صحبت می کنید (“جملات تو”) از کلماتی مثل “تو”، “ما”، یا “همه” استفاده می کنید. با این کار در دیگران حالت دفاعی ایجاد می کنید و باعث می شوید که آنها در مقابل حرف های شما مقاومت کنند. وقتی به جای جمله”احساس میکنم گوش نمیکنی”، می گوئید: “تو اصلا گوش نمیکنی”با این حرف، راه گفتگو را برای فرد مقابل بسته و او را از پیش محکوم کرده اید. با استفاده از جملات من به طور کامل، شفاف و صریح افکار، خواسته ها و اقدامات خود را بیان می کنید.

گفتگو به روش “موقعیت- رفتار- احساس”: از شیوه XYZ استفاده کنید. یعنی مطلب تان را به این شکل بیان کنید: “هنگامی که در موقعیت X، عمل Y را انجام دادی، احساس Z کردم”. وقتی از شیوه XYZ استفاده می کنید، به همسرتان اطلاعات کاربردی می دهید: رفتار ویژه، موقعیتی که رفتار در آن رخ داده، و آنچه که از این رخداد حس کرده اید. ترتیب این سه قسمت مهم نیست ولی ابراز هر یک مهم است. استفاده از این عبارات بسیار بهتر از توصیف مبهم مساله یا ترور شخصیت است. مثلا تصور کنید از اینکه همسرتان اتاق را ریخت و پاش کرده ناراحت هستید. کدام عبارت فرصت بهتری جهت شنیده شدن به شما می دهد؟ اینکه بگوئید: “عجب آدم بی نظم و بی مسئولیتی هستی!” یا اینکه بگوئید: “وقتی از در وارد میشوی (موقعیت –X) و لباسها و وسایل ات را کف اتاق پخش میکنی (رفتار –Y) احساس ناراحتی می کنم (بیان احساس –Z).

قوانینی برای گوینده

در اینجا مهارتهای اساسی حرف زدن که به شما کمک می کند تا با صراحت بیشتری حرف بزنید ارائه شده اند. به کمک این مهارتها می توانید شریک زندگی خود را از آنچه درونتان می گذرد آگاه کنید.

• مطمئن شوید که زمان و مکان مناسبی را برای گفتگو انتخاب کرده اید.

• به همسرتان (شنونده) نگاه کنید و با او تماس چشمی داشته باشید.

• مطمئن شوید آنچه می گوئید با تن صدا و زبان بدنی تان (ژست ها، حالات چهره و بدن) هماهنگ است.

• سعی کنید حین صحبت کردن، صدای یکنواخت نداشته باشید.

• از طرف خودتان صحبت کنید. صحبت کردن از جانب خود، اساس سایر مهارت های حرف زدن است. وقتی از طرف خود صحبت می کنید از ضمیر من استفاده کنید (جملات من).

• یک ریز حرف نزنید. برای اینکه به همسرتان کمک کنید که خوب گوش کند، مهم است که گفته های خود را به شکل خلاصه و مفید بیان کنید. بهتر است جهت کسب اطمینان از اینکه همسرتان حرف شما را درک کرده، مکث کنید.

• توقف کنید و به همسرتان اجازه دهید که تکرار کند. بعد از مقداری صحبت، توقف کرده و اجازه دهید که همسرتان آنچه را گفته اید تکرار کند و یا اگر سوالی دارد بپرسد. اگر تکرار درست نبود، مودبانه و به آرامی مجددا منظورتان را به شیوه ای که همسرتان متوجه شود بیان کنید و به سوالات او با آرامش پاسخ بگوئید.

قوانینی برای شنونده

مسائل پرتنش مانع می شوند که اکثر ما توجه کاملی به گوینده داشته باشیم. از آنجا که اغلب اوقات در حال مرور ذهنی حرف های خود هستیم، توجه ناقصی نشان می دهیم. گاهی اوقات نیز عمدتا به ارزیابی سخنان گوینده می پردازیم و درباره اینکه آیا حرف های زده شده درست هستند یا خیر، خوب است یا بد، با آن موافقیم یا مخالف، قضاوت می کنیم. رفتار ما بیش از آنکه جذاب و گیرا باشد، واکنشی است. حرف دیگران را به سادگی با اظهارنظر یا طرح سوال قطع می کنیم. وقتی الگوی گوش دادن ما چنین باشد، درواقع به جای توجه به دیگری، خودمان را کانون توجه قرار داده ایم. مهارت های زیر به شما کمک می کنند تا توانایی گوش دادن خود را بهبود بخشید

• توجه نشان دهید. وقتی شما به همسرتان توجه می کنید، یعنی با جان و دل به حرف هایش گوش می دهید و به او می فهمانید که کاملا به وی توجه دارید. هرگونه فعالیتی را که موجب حواس پرتی می شود کنار بگذارید. وضعیت تان را با وضعیت همسرتان هماهنگ کنید. مثلا اگر همسرتان نشسته است بنشینید، و اگر ایستاده است شما هم بایستید. به طرف او برگردید و هر زمان که ممکن بود با او تماس چشمی برقرار کنید. گاهی اوقات می توانید همسرتان را به حالتی حمایت گرانه لمس کنید. در حین گوش دادن سعی کنید پیام های کلامی و غیرکلامی (احساسات) او را دریافت کنید. این کار مبنا و پایه تفسیر و تعبیر و درک وی در لحظه است. این کار را از طریق نگاه کردن، گوش دادن و ردگیری کردن حرف های همسرتان انجام دهید. مثلا ممکن است همسرتان عقایدش را مطرح کند ولی خواسته هایش را به زبان نیاورد. به ناهماهنگی پیام های کلامی و غیرکلامی توجه کنید. ممکن است همسرتان بگوید علاقمند به انجام کاری است، ولی نگاه و چهره او خلاف آن را برساند.

• به تجربه و برداشت همسرتان اشاره کنید و آن را اعتبار ببخشید. اعتباربخشی پاسخی است کلامی و عملی که مخاطب را آگاه می کند همراه او هستید. اوست که گفتگو را هدایت می کند و شما صحبت هایش را دنبال می کنید. وقتی به آنچه همسرتان می گوید علاقه نشان می دهید و احترام می گذارید، به تجربه او اعتبار بخشیده اید، حتی اگر کاملا با او موافق نباشید. اعتباربخشی می تواند شامل تکان دادن سر یا تایید کلامی (آهان) یا بیان یک عبارت تفسیری مختصر باشد: “به نظر می رسد که مهم باشد”. “میتوانم بفهمم که واقعا نگران و دلواپس هستی”.

• او را به دادن اطلاعات بیشتر دعوت کنید. برای ایجاد شور و اشتیاق در همسرتان، حرفی بزنید یا کاری بکنید که همسرتان را برانگیزد در مورد احساساتش صحبت کند. با گفتن جمله ای شبیه به اینکه: “درباره این موضوع بیشتر برایم بگو”، “دلم میخواهد بیشتر بدانم”، یا “چیز دیگری هم هست که بخوای بگی؟”، همسرتان را به ادامه دادن صحبت هایش دعوت کنید.

• برای اطمینان از صحت مطالب، گفته ها را خلاصه کنید. مهارت خلاصه کردن به شما کمک می کندکه مطمئن شوید صحبت های همسرتان را درک کرده اید. به جای اینکه به همسرتان بگوئید:”میفهمم چه می گویی” (که کمی خودبینانه بنظر می آید و ممکن است غیرواقعی و نادرست باشد) مفهوم صحبت هایش را با او درمیان بگذارید. انجام ندادن این کار میتواند باعث سوءتفاهم شود. معنی مشترک زمانی رخ می دهد که پیامی را که شخصی فرستاده، همانطور دریافت شود.

• از طرح سوالهایی که با چرا شروع می شوند اجتناب کنید.”چرا آن کار را کردی؟ چرا آن طور فکر کردی؟ چرا با بچه اینجوری رفتار کردی؟ چرا بهم خندیدی؟ …”. این نوع سوالها می توانند اثر مبارزه جویانه و سرزنش آمیز داشته باشند و از فرد بخواهند که درباره اعمال و موقعیت خود قضاوت یا از آنها دفاع کند.

راحله کمار – روانشناس بالینی

(متخصص درمانهای انفرادی در زمینه خشم، افسردگی و اضطراب)

به ما بپیوندید:

وب سایت: www.kayhanclinic.com

فیسبوک: کلینیک تخصصی روانشناسی کیهان

اینستاگرام: @kayhanclinic

تلگرام: kayhanclinic

مهارت های گفتگو برای همسران – قسمت اول

فرستادن دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.