فرزندان در سن بلوغ

هویت افراد به طور معمول در دوران بلوغ و نوجوانی شکل می‌گیرد. این هویت شامل ارزش‌ها، روحیات و ویژگی‌های فردی است که در تجربه‌ی خانوادگی شکل می‌گیرد و به صورت رفتارهای به ظاهر ناهنجار دوران بلوغ جلوه‌گر می‌شود. والدین باید این وضعیت را درک کرده و آن را به حساب گستاخی فرزند خود نگذارند.

در دوران بلوغ، سطح فکر افراد گسترش پیدا کرده و تعالی می‌یابد. نوجوانان همزمان با شناختن هویت خود، قادر به تفکر انتزاعی هستند. آن‌ها درباره‌ی مسائل کاملاً جدی فکر می‌کنند، سوالاتی چون “من چه کسی هستم؟”، “چه چیزهایی اهمیت دارند؟”، “معنی و مفهوم زدگی چیست؟” نوجوانان بر اساس پاسخ‌هایی که در برابر پرسش‌های خود می‌یابند، درباره‌ی جهانی که در آن به سر می‌برند، قضاوت می‌کنند. آن‌ها می‌توانند به گونه‌ای بنیادین و تندروانه، آرمان‌گرا شوند و رودررو با ارزش‌ها و سبک زندگی والدین خود (که به‌طور معمول محافظه‌کارانه و واقع‌گرایانه است) قرار گیرند.

 

تغییر شیوه برخورد با فرزندان

در دوران بلوغ، تغییرات زیادی در کودکان و همچنین والدین آن‎‌ها (سبک زندگی، شیوه‌ی برخورد با کودک و ..) روی می‌دهد. برخورد با نوجوانان باید به گونه‌ای باشد که به تشدید عصبانیت، عصیان‌گری و عناد منجر نگردد زیرا چنین روحیاتی به اندازه‌ی کافی در سنین بلوغ وجود دارد.

مهم‌ترین امری که والدین باید به خاطر داشته باشند این است که آن‌ها دیگر نه با یک کودک، بلکه با یک فرد بالغ روبرو هستند. بسیاری از شیوه‌هایی که در برخورد با کودکان کارایی قابل ملاحظه‌ای دارند، در صورت تجویز برای برخورد با نوجوانان مسأله‌ساز می‌شوند. والدین در برخورد با کودکان قادر به استفاده از روش‌های کنترلی هستند ولی این روش‌ها در برخورد با نوجوانان کارایی ندارند. والدین باید متوجه باشند که دوران بلوغ، دورانی انتقالی است، از این‌رو باید شیوه‌ی برخورد خود با کودکان را به روش برخورد با افراد بالغ تغییر دهند. به‌طور معمول در مواجهه با کودکان از روش‌هایی چون نق زدن، امر و نهی کردن و دستور دادن استفاده می‌شود ولی بهره جستن از این روش‌ها در برخورد با افراد بالغ مسأله‌ساز می‌شود. شیوه‌های گوناگونی در برخورد با نوجوانان وجود دارد که نباید آ‌ن‌ها را در دوران انتقالی از یاد برد:

 

اجتناب از به‌کار بردن زور و فشار

هرگاه وارد مشاجره و اعمال فشار به نوجوانان شدید، بدانید که بازنده خواهید شد. اگر در مواردی با نوجوانان اختلاف پیدا کردید، به جای وارد آوردن فشار، بکوشید قوانینی وضع کنیدکه از طریق آن اختلاف‌هایتان را برطرف سازید.

برخی والدین با فرزندان خود مشاجره می‌کنند و انتظار دارند همیشه پیروز شوند و فرزند خود را وادار سازند تا به آن چیزی که آن‌ها صحیح می‌دانند عمل کند. این والدین همواره در حال نبرد با فرزندشان هستند ولی هیچ‌گاه پیروز نمی‌شوند.

گاهی اوقات بهتر است شیوه‌های کنترل را تغییر دهیم. اگر نوجوانان به نصیحتی گوش فرا نمی‌دهند به جای مجبور ساختن آن‌ها به اطاعت و تقلید، بهتر است بگذاریم راهی را که ما نادرست می‌دانیم، بپیمایند و پیامدهای آن را پذیرا شوند. از این طریق می‌توانیم همکاری آن‌ها را جلب کنیم. مثلاً اگر به فرزند خود که در حال صحبت کردن با تلفن است بگوییم “تا ده دقیقه‌ی دیگر تلفن را قطع کن و الا فردا اجازه‌ی استفاده از تلفن را نداری” خیلی بهتر از این است که بگوییم “تا ده دقیقه‌ی دیگر تلفن را قطع کن و اگر گوش ندهی به زور تلفن را خواهم گرفت و یا خودم آن را قطع خواهم کرد” اگر از فرزند خود انجام کاری را درخواست می‌کنید بهتر است به او بگویید چند روز فرصت داری که این کار را انجام دهی و الا از پول توجیبی در این هفته خبری نیست. فرزند شما ممکن است ترجیح دهد آن کار را انجام ندهد و پول توجیبی هم نگیرد. این شیوه‌ی برخورد خیلی بهتر از آن است که بخواهید فرزندتان را مجبور به انجام کاری کنید و آزادی تصمیم‌گیری را از او سلب نمایید. استفاده از چنین شیوه‌هایی نیاز به کاربرد زور، فشار، عصبانیت و کنترل دائمی نخواهد داشت.

 

بهبود و گسترش روابط

با توجه به این‌که نوجوانان تمایل زیادی به صحبت کردن با والدین خود ندارند، برقراری ارتباط با آن‌‎‌ها دشوار است. متأسفانه بخش عمده‌ای از گفتگوهای والدین با فرزند نوجوان خود نیز در نصیحت کردن، اصلاح اشتباهات و آموزش به آن‌ها خلاصه می‌شود، از این‌رو آنان سخنان شما را بیشتر به عنوان یک سخنرانی تلقی می‌کنند تا یک ارتباط دوستانه. برای بهبود این روابط باید مکالمات خود را بر دلبستگی‌های آن‌ها متمرکز کنیم (ورزش، موسیقی، لباس و …). برای برقراری چنین ارتباطی با فرزندان خود، وقت آزاد و کافی به این کار اختصاص دهید.

با توجه به این‌که پاداش‌های کودکانه، اعم از تشویق و تنبیه، یا ورود به سن بلوغ کاهش می‌یابد، باید از احساسات، نیازها، دلبستگی‌ها و حساسیت‌های فرزندتان مطلع شوید. این شناخت از طریق افزایش ارتباط با آن‌ها امکان‌پذیر است.

 

مدارا کردن با نوجوانان

این شیوه با دو شیوه‌ای که پیشتر عنوان شد، یعنی بهبود و توسعه‌ی روابط، و دوری از به‌کار بردن زور و فشار، ارتباط مستقیم دارد. اگر بتوانیم کاری کنیم که فرزندمان احساسات، دلبستگی‌ها و ناراحتی‌های خود را آشکار سازد، فرصت مناسبی برای مدارا با او و پرهیز از کاربرد زور و فشار خواهیم داشت. اگر درخواست ما از او این باشد که در تمیز کردن پنجره‌ها به ما کمک کند و درخواست او از ما این باشد که آخر هفته او را به تماشای فوتبال ببریم، بهتر است هر دو، از توسل به زور برای رسیدن به خواسته‌ی خویش، خودداری کنیم و برای رسیدن به آن‌ها با هم معامله کنیم. در مدارا و معامله، طرف بازنده و برنده مطرح نیست بلکه هر دو طرف برنده هستند. اگر فرزند خود را ناگزیر به انجام کاری کنید، شما برنده و او بازنده خواهد شد و اگر موفق به این‌کار نشوید شما بازنده و او برنده می‌شود. بکوشید ارتباط خود را به گونه‌ای سامان بدهید که هر دو طرف برنده باشید. نیازهای فرزند خود را بشناسید و سعی کنید در ازای هر درخواستی که از او دارید، شما نیز پاسخگوی یکی از نیازهای او باشید. با استفاده از این روش می‌توانید به فرزند خود بگویید “من از نیازهای تو اطلاع دارم و تو نیز از نیازهای من. اگر تو با من همکاری کنی من هم با تو همکاری می‌کنم ولی اگر همکاری نکنی نمی‌توانی از من انتظار همکاری داشته باشی.” به طور کلی، این شیوه در برخورد با بزرگسالان نیز از کارایی قابل توجهی برخوردار است.

پرهیز از ایجاد عصبانیت

عصبانیت، مقاومت و لجاجت تا حدی در سنین نوجوانی طبیعی است، لذا از دامن زدن به این حالات روحی بپرهیزید.

 

شناخت رفتار طبیعی در افراد بالغ

بسیاری از والدین گله می‌کنند که فرزندشان تغییر کرده است و خواستار بازگشت آن‌ها به حالت‌های پیشین هستند. آن‌ها گله دارند که فرزندشان گاهی سرحال است و گاهی بی‌حوصله و بیشتر اوقات گوشه‌گیری می‌کند. این حالت‌ها از نشانه‌های دوران بلوغ است. اگر بکوشید این حالت‌ها را در او از بین ببرید و او را به دوران کودکی‌اش بازگردانید، فاصله‌ی خود را با فرزندتان افزایش داده‌اید و بر میزان مشکلات افزوده‌اید. باید روحیات خاص این دوران را در فرزند خود بپذیرید و از رفتارهایی که موجب شدت یافتن آن‌ها می‌شود دوری کنید.

کلیدواژه: سن بلوغ، شناخت رفتار طبیعی، مدارا کردن

منبع: کلیدهای رفتار با نوجوانان / تألیف: دکتر دن فونتنل / ترجمه: مسعود حاجی زاده – اکرم قیطاسی

تهیه و تنظیم: مرضیه اسماعیلیان (کارشناس ارشد روانشناسی بالینی کودک و نوجوان)

فرزندان در سن بلوغ
دسته بندی شده در:        

فرستادن دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.