راه‌های شاد زیستن

من بیشتر می‌خواهم، همین الان!

ما همیشه چیزی می‌خواهیم. وقتی که چیزی تازه را در فروشگاهی می‌بینیم، آن را می‌خواهیم. ما خواستار آن هستیم نه به دلیل نیاز به آن، بلکه چون دوست یا همسایه‌ای آن را دارد. اگر موتورسیکلت داریم، خودرو می‌خواهیم. پس از آنکه خودرویی خریدیم، خوشحال هستیم؛ اما این خوشحالی چندان نمی‌پاید. چند سال بعد، خودرویی بهتر، بزرگتر و شیک‌تر می‌خواهیم. وقتی می‌بینیم دوستی با خودروی کولردار رفت و آمد می‌کند، احساس حسادت می‌کنیم؛ زیرا خودروی ما کولر ندارد. به ناگاه خودرویی با این مشخصه جزو اولویت ما قرار می‌گیرد. ماه‌ها در کشمکش جمع کردن پول، از گوشه و کنار زدن، سخت‌کوش‌تر بودن هستیم و به هیچ چیز دیگر فکر نمی‌کنیم تا وقتی که بتوانیم چنان خودرویی بخریم. به ظاهر اکنون باید خشنود باشیم؛ اما آیا هستیم؟

درست است، از اینکه یافته‌ی جدیدمان را نشان دهیم و در آن باره حرف بزنیم، چند روز یا چند هفته احساس خوشحالی و شعف می‌کنیم؛ اما این تازگی نیز به تدریج از بین می‌رود… ناگهان چشم ما به خانه‌ای می‌افتدبا ساختی جدید و کیفیت بالا. اکنون آن خانه خواسته‌ی جدیدمان می‌شود. چرخه‌ی حسرت خوردن، برای آن پس‌انداز کردن، به دست آوردنش، درباره‌اش حرف زدن، از آن لذت بردن و آنگاه از آن خسته شدندوباره آغاز می‌شودً

من-بیشتر-می‌خواهم،-همین-الان!

اما آیا ما باید بردگان ابدی خواست‌هایمان باشیم؟ همیشه محصول تازه‌ای در فروشگاه‌ها هست و تبلیغات پیگیرانه برای روشن نگاه داشتن آتش خواسته‌هایمان همواره وجود دارد. فروشگاه‌ها همچنان اجناس خود را به گونه‌ای فریبنده به نمایش می‌گذارند، چرا که به خریدار نیاز دارند. اما من چه مدت می‌توانم با همسایه‌ام رقابت کنم و درآمدم تا چه مدت به من لطف می‌کند؟ نارضایتی و ناکامی من هربار که نتوانم آنچه را می‌خواهم، بخرم، افزایش خواهد یافت. گاه ممکن است به شیوه‌ای غیراخلاقی روی آورم تا بتوانم هزینه‌ی خواسته‌هایم را تأمین کنم. آیا پس از آن خوابی آرام خواهم داشت؟

اگر من قادر نیستم پس از عملی نادرست با شرایط کنار بیایم و زندگی آرامی داشته باشم، پس آیا ارزش دارد که به چنین تلاشی دست بزنم؟ آیا تملکات مادی مهم‌تر از آرامش روح است؟

به تازگی کتابی می‌خواندم که حاوی تفکری دلنشین بود: چیزی زیبا را ارج نهید بی‌آنکه خواستار آن باشید. تفکری این چنین اصیل در جمله‌ای ساده. هنرمند قادر است زیبایی گل یا زیبایی زنی را مورد تحسین قرار دهد، بی آنکه بخواهد آن را در تملک بگیرد. این تمایز در نگرش است که بسیار مهم به شمار می‌آید. اگر شما قادر باشید خودروی جدیدی را در نمایشگاه تحسین کنید و آنگاه بدون عطش آزارنده برای تملک آن، از آنجا دور شوید، پس بر خواسته‌هایتان غلبه کرده‌اید. در آن واحد، شما آرام و خشنود هستید، زیرا برای خریدن آن بی‌قرار نیستید.

 

توصیه پایانی

  • اگر شادمانی‌مان را بر مبنای خواسته‌های مادی قرار دهیم، تنها برایمان ناراحتی به بار خواهد آور

 

واژگان کلیدی: شادزیستن، خواسته‌ها

منبع: کتاب نردبان زندگی/ تألیف: تانوشری پادر/ ترجمه: مینا اعظامی

تهیه و تنظیم: مرضیه اسماعیلیان (روانشناس بالینی کودک و نوجوان)

من بیشتر می‌خواهم، همین الان!

فرستادن دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.